قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2720

تاريخ الفي ( فارسى )

انصاف كنيم . اگر ايشان بطلان ما معقول سازند بر ما واجب شود كه از اين مذهب ، كه تا اين زمان به حقّيت او اعتقاد داريم ، برگشته به مذهب حقّ درآييم . و اگر ما حقيقت خود خاطرنشان ايشان كنيم ، بايد كه سلطان از سر قلعهء ما برخيزد و در مقام استيصال ما كه با وجود حقيّت مذهب از تمامى عالم كرانه گرفته به شواهق جبال اكتفا نموده‌ايم ، نپردازد ؛ چه ، قصد اينچنين جماعت كردن موجب زوال دولت مىباشد . چون اين پيغام ، به سمع سلطان محمّد رسيد از مشاهير علماى حنفيّه قاضى ابو العلاء صاعد بن يحيى ، كه در آن وقت در اصفهان قدوهء اصحاب حنفيّه بود ، با جمعى ديگر از فحول علماى باقى مذاهب به آن قلعه فرستاده منتظر مراجعت ايشان مىبود . و چون غرض اهالى قلعه نه مناظره و مباحثه بود ، بلكه مقصود ايشان آن بود كه شايد در اثناى اين مماطلات حادثه‌اى روى نمايد كه سلطان محمّد بىاختيار از سر محاصرهء اين قلعه برخيزد ، چند روز ايشان را نگاهداشته رخصت مراجعت دادند . چون آن جماعت به خدمت سلطان رسيده حقيقت حال به عرض رسانيدند ، سلطان در باب گرفتن آن قلعه جدّ و جهد بيشتر از پيشتر ظاهر ساخته سپاه را حكم فرمود كه بىدرنگ خود را به قلعه رسانيده مهمّ را فيصل دهند . اهالى قلعه چون اين حال را مشاهده نمودند ، از روى عجز و اضطرار ، كس پيش سلطان محمّد فرستاده معروض داشتند كه : ما اين قلعه را تسليم ملازمان سلطان مىكنيم ، امّا ملتمس ما آن است كه چون ما جماعتيم كه اكثر مذاهب اسلام به مقتضاى كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ « 1 » مذاهب خود را حقّ اعتقاد كرده ما را از جملهء كافران واجب القتل مىدانند ، ناچار ما را جايى كه در آنجا از حوادث روزگار محفوظ توانيم نمود و دشمنان بر ما به آسانى تسلّط نيابند ، پس اگر سلطان عنايت فرموده به عوض قلعهء شاه‌دز قلعهء خالنجان « 2 » ، كه در هفت فرسخى اصفهان واقع است ، به ما ارزانى دارند كه ما با اهل و عيال خود به آن قلعه درآمده به دعاى دوام دولت سلطان مشغول باشيم و از ممرّ تسلّط اعداء فارغ البال ، از رعيّت‌پرورى و بنده‌نوازى دور نخواهد بود . سلطان در اين باب با دانايان لشكر خود مشورت نمود . اكثر ايشان به عرض سلطان رسانيدند كه : مصلحت آن است كه سلطان ملتمس ايشان را اجابت كرده الحال ايشان را از اين قلعه ، كه تسخيرش بسيار مشكل است ، بيرون آورده به آن قلعه فرستد . باز اگر از ايشان حركتى

--> ( 1 ) . و هر گروهى بدانچه در دست داشتند شادمان بودند ؛ ( روم ، 32 ) . ( 2 ) . در زبدة التّواريخ ابو القاسم كاشى كه ترجمهء خلاصه‌مانندى است از الكامل ابن أثير به صورت « خان‌لنجان » ثبت شده و فاصلهء آن تا اصفهان پنج فرسخ ذكر شده است .